سرعین گردشگر میآورد؛ سهم ارومیه از دریاچه چیست؟
این روزها کافی است چند صفحه پربازدید در فضای مجازی از هوای خنک سرعین، آبگرمها و حالوهوای تابستانی این شهر بنویسند؛ نتیجه را میشود در خیابانهای مملو از مسافر، مراکز تفریحی شلوغ، هتلها، سوئیتها، رستورانها و بازار این شهر دید. گردشگر میآید، اقامت میکند، غذا میخورد، خرید میکند و پولی که همراه مسافر وارد شهر شده، میان دهها کسبوکار میچرخد.
حالا چند کیلومتر آنطرفتر، ارومیه یکی از بزرگترین سرمایههای طبیعی منطقه را کنار گوش خود دارد؛ دریاچه ارومیه. پهنهای شور و منحصربهفرد که خودش میتواند یک برند گردشگری باشد؛ از ساحلگردی و تفریحات سازگار با محیطزیست گرفته تا ایجاد مجموعههای اقامتی و تفریحی استاندارد و حتی بررسی علمی ظرفیتهای گردشگری سلامت در حاشیه دریاچه. قرار نیست برای جذب مسافر همیشه یک جاذبه را از صفر بسازیم؛ گاهی طبیعت سرمایه را جلوی پای یک شهر گذاشته و هنر ما این است که بدون آسیب زدن به آن، از این ظرفیت استفاده کنیم.
جالبتر اینکه بخشی از کارهای بسیار ساده هنوز با همت خود مردم جلو میرود؛ اخیراً تعدادی از فعالان فضای مجازی و بلاگرهای ارومیه پس از مطالبه برای پاکیزگی ساحل، با کمکهای مردمی تعدادی سطل زباله تهیه و در محدوده دریاچه نصب کردهاند. کار ارزشمندی است، اما همین اتفاق یک سؤال بزرگتر ایجاد میکند: اگر چند جوان و بلاگر میتوانند برای ابتداییترین نیاز یک مقصد گردشگری دستبهکار شوند، چرا برای ایجاد یک برنامه جدی و زیرساخت مناسب گردشگری در این منطقه قدمهای بزرگتری برداشته نشود؟
سرعین نشان داده یک ظرفیت طبیعی وقتی با تبلیغ، اقامت، خدمات و زیرساخت همراه شود، چگونه میتواند هزاران مسافر را راهی یک منطقه کند. ارومیه هم دریاچهای دارد که نامش در ایران شناختهشده است؛ کافی است برای روزهایی که شرایط محیطزیستی و وضعیت دریاچه اجازه میدهد، گردشگری مسئولانه اطراف آن را جدی بگیریم.
احیای دریاچه اولویت است؛ اما احیای نگاه ما به ظرفیت آن هم کماهمیت نیست. دریاچه ارومیه فقط منظرهای برای تماشا نیست؛ اگر درست حفظ و مدیریت شود، میتواند بخشی از اقتصاد و گردشگری آینده ارومیه باشد.
نظر دهید